روز عاشورا، به افراد یک پرونده ی نو می دهند. پرونده ی نو یعنی چه؟ یعنی این فرد آمرزیده شده است، حُرّ از حالا عزیز ماست. از اوّل هم عزیز بود، منتها پرونده اش مرتّب نبود تا آمد پهلوی حضرت، پرونده ی اوّلیه اش از بین رفت. یک پرونده ی نو به او دادند. دیگر در فکر معصیت نبود، همه اش در فکر فرمان بردن و شهادت بود. خداوند ما را ثابت بدارد ان شاءالله و از حضرت حرّ بهره بگیریم. حرّ یعنی آزاد، «اَلحُرُّ حُرٌ» ، حرّ آزاده بود.

خلاصه، عمرتان خیلی خوب جایی مصرف می شود. یک کمی تعقّل و تفکّرتان را زیاد کنید. از کودکی همه اش در راه کربلا هستید. از زمانی که به دنیا آمدید، همه ی اَرض، کربلا و همه ی روزها، عاشوراست. شیعیان و دوستان اهل بیت (علیهم السّلام) دائماً از کربلا عبود می کنند. غذایشان را در کربلا می خورند. در کربلا اولاد درست می کنند و اولادشان شهید می شوند. آخر معلوم یم شود، الآن معلوم نیست، مخفی است. وقتی که رسیدیم آن طرف، آن وقت می بینید بچّه هایتان همه شهیدند، خودتان هم شهید هستید. همه شهید امام حسین (علیه السّلام) هستید!

همه ی روی زمین کربلاست، همه ی ساعت ها هم عاشوراست، همه ی روزها و همه ی شب ها، عاشوراست. پس همه ی مردم، همه ی امّت پیغمبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم)، همه ی شیعیان امیر المؤمنین (علیه السّلام) که هستند، این ها هم شهید هستند. آیا نمی دانستی؟ مگر ندیدی گفت: «کُلُّ اَرضٍ کَربَلا وَ کُلَّ یَومٍ عاشورا» همه ی زمان ها را گرفت، همه ی مکان ها را هم گرفت. پس اشخاص آن چه؟!

چرا نمی پرسید که اشخاص آن چه تا بگویند آن ها هم همه شهیدند! کسی نپرسید. ولی شما بپرسید، از خدایتان، از هر کس دیگری، حتّی از خودشان بپرسید. پس شهدای آن چه کسانی هستند؟ این مردمی که با این بدن ها، این جسدها و با این مکان ها سرو کار دارند، این ها چه اشخاصی هستند؟ می گویند: این ها همه شهدای کربلایند. این ها امام حسین (علیه السّلام) و بچّه های امام حسین (علیه السّلام) را شاهدند، این ها هم با آ شهیدند. امیدوارم همه تان جسدهای خودتان، بدن های خوتان را ببینید که شهید شده است.

روح که از بدن خارج شد معلوم است که بدن آن جا افتاده است. منتهی خودت غسلش می دهی. غسل هم نمی خواهد، بدنت را پرت کن قاطی شهدا. نه غسل می خواهد، نه کفن می خواهد و نه نماز می خواهد. مخصوصاً پایین قبر مطهّر آن جا که اصحاب دفن اند. اصحاب همه پایین پا و کنار دیوار دفن اند، همان جا که می ایستید و زیارت نامه می خوانید خودتان قاطی خون و استخوان های شهدا هستید. چون بدن های اصحاب همه خورد شده بود، همه را جمع کردند. بدن های هفتاد نفر از اصحاب حضرت را یک جا دفن کردند. هه ی دست و پاهای خورد شده. پایین پا که می روی به هوش باش که میان شهدا ایستاده ای، روی جسدشان، بدنشان، خونشان و رگشان. یا نرو و از داخل مسجد سلام بده یا اگر می روی به هوش باش.

امّا اگر بروی بهتر است، یک وقت نگیی نروم بهتر است! برو ولی به هوش باش و با شهد قاطی شو. چرا نروی! پای خودت هم استخون شهید است، استخوان او هم استخوان شهید است. امیدوارم وقتی به هم برسند سلام کنند. پاهایمان هم سلام می کنند، موهای سر هم سلام می کنند، ابروها سلام می کنند، چشم ها و سایر اعضا و جوارح سلام می کنند. «اَجسادُکُم فِی الاَجسادِ، اَرواحُکُم فِی الاَرواح، قُبُرُکُم فِی القُبُورِ، نُفُسُکُم فِی النُّفُوسِ»[1] همه قاطی اند.

روز عاشورا قاطی کردند. شب عاشورا خود امام حسین (علیه السّلام) قاطی کرد، قشنگ هم قاطی کرد. فرمود: هر کس می خواهد برود برود. دیدی چطور اختیاردارت کرد؟ یعنی با اختیار خودت بیا! آیا بی خود می گویند وضو بگیر، غسل کن؟ غسل همین است که در مجلس امام حسین (علیه السّلام) با اختیار بیایی، نه این که دستت را بگیرند یا هولت بدهند.

برگرفته از کتاب: طوبای محبت ۲ - حاج محمد اسماعیل دولابی- ص ۱۶۹.

[1] - مفاتیح الجنان، زیارت جامعه ی کبیره.

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..