بے کــم و کاستے . . . !

یــاد حــرف پـدر شهیــدے افتادم ..


کــه وقتے پسرشــو آوردטּ ، ترازوے اشپــزخونــه رو گذاشت ، و وزטּ کــرد

3کیلـو و ۵۰۰ گــرم بــود ..

رو کــرد بــه مــادر شهیــد و گفت :

حــاج خانــوم غصــه نخوریــا ...!

دقیقــا همــوטּ وزنیــ ه کــه بدنیــا اومد ..

بے کــم و کاستے . . . !

و شهید میشوی


وقتی عقل عاشق شود
عشق عاقل میشود
و شهید میشوی


شهید چمران

بابا جان داد


بــــابــــا، نــــان داد ...


نــــه...!

بــــابــــا، جــــــــــــان داد ...

ما شرمنده شهداییم؟یا مدیون شهدا؟چرا؟


می توانید این مسأله را حل کنید؟
در طول دوماه جنگ تقریبا 17500 کیلومتر مربع از خاک کشورمان اشغال شد
در طول هشت سال دفاع مقدس تقریبا 213250 نفر شهید شدند
در بدن انسان سالم تقریبا 5/5 لیتر خون وجود دارد
مساحت کف دست انسان تقریبا 76 سانتی متر مربع است
حال حساب کنید :
برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدر خون ریخته شده ؟
جواب: برای هر وجب خاک ایران ، تقریبا 51 قطره خون شهید داده شده.
بماند که عده ای هم زخمی و جانباز شدند که خون گرمشان در مناطق جنگی بوی تازگی میدهد
حال !
ما شرمنده شهداییم؟یا مدیون شهدا؟چرا؟

گم شده


گم شده دارم ، چه کس دارد خبر؟

شهید بروجردی در نگاه حاج همت

سردار شهید حاج ابراهیم همت، شش ماه پیش از شهادتش، درباره شهید محمدبروجردی گفته بود: «بروجردی شناخته نشد. نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده است. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا شناخته شود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما به وجود بیاورد».

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


درخواست نصیحت حاج میرزا اسماعیل دولابی از شهید ابراهیم هادی

سال اول جنگ بود. به مرخصي آمده بوديم. با موتور از سمت ميدان سرآسياب به سمت ميدان خراسان در حركت بوديم. ابراهيم عقب موتور نشسته بود.

از خياباني رد شديم. ابراهيم يكدفعه گفت: امير وايسا! من هم سريع آمدم كنار خيابان. با تعجب گفتم. چي شده؟!
گفت: هيچي، اگر وقت داري بريم ديدن يه بنده خدا!‌ من هم گفتم: باشه، كار خاصي ندارم.

با ابراهيم داخل يك خانه رفتيم. چند بار ياالله گفت. وارد اتاق شديم. چند نفري نشسته بودند. پيرمردي با عباي مشكي و كلاهي كوچك بر سر بالاي مجلس بود.

به همراه ابراهيم سلام كرديم و در گوشه اتاق نشستيم. صحبت حاج آقا با يكي از جوان‌ها تمام شد. ايشان رو كرد به ما و با چهره‌اي خندان گفت: آقا ابراهيم راه گم كردي، چه عجب اين طرف‌ها!

ابراهيم سر به زير نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمي‌كنيم خدمت برسيم.

همين طور كه صحبت مي‌كردند فهميدم ايشان، ابراهيم را خوب مي‌شناسد حاج آقا كمي با ديگران صحبت كرد. وقتي اتاق خالي شد رو كرد به ابراهيم و با لحني متواضعانه گفت: آقا ابراهيم ما رو يه كم نصيحت كن!

ابراهيم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند كرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نكنيد. خواهش مي‌كنم اينطوري حرف نزنيد بعد گفت: ما آمده بوديم شما را زيارت كنيم. انشاء‌الله در جلسه هفتگي خدمت مي‌رسيم.
بعد بلند شديم، خداحافظي كرديم و به بيرون رفتيم.

بين راه گفتم: ابراهيم جون، تو هم به اين بابا يه كم نصيحت مي‌كردی. ديگه سرخ و زرد شدن نداره!‌

با عصبانيت پريد توي حرفم و گفت: چي مي‌گي امير جون، تو اصلا اين آقا رو شناختي!؟ گفتم: نه، راستي كي بود!؟
جواب داد: اين آقا يكي از اولياي خداست. اما خيلي‌ها نمي‌دانند. ايشون حاج ميرزا اسماعيل دولابي بودند.

سال ها گذشت تا مردم حاج آقاي دولابي را شناختند. تازه با خواندن كتاب طوبي محبت فهميدم كه جمله ايشان به ابراهيم چه حرف بزرگي بوده.

راوی:امیرمنجر


الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


خون دل خوردن برای امام خامنه ای


الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


برای سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی که حدیث نفس ننوشت


مرتضی یعنی پسندیده، خوشنود، برگزیده

گمنام ترین و غریب ترین و بهترین شهدایی که من می شناسم نامشان مرتضی بوده

از اولیشان که امام العارفین و امیرالمومنین بود و هنوز کسی نمی تواند ادعا کند او را آنچنان که بود می شناسد

تا شهید مطهری که اگر کتابهایش نبود، نمی دانم مقصد قدم هایم کدام بیراهه می شد

تا شهید گمنام شهر ما

تا تو ...

تو که یک روز هرچه نوشته بودی سوزاندی و تصمیم گرفتی دیگر حدیث نفس ننویسی

دیگر حدیث نفس ننوشتی و رهبرمان مشتری پروپا قرص نوشته هایت شد( ر.ک.دلم غم دارد )

دیگر حدیث نفس ننوشتی و کلماتت جاودان شد

دیگر حدیث نفس ننوشتی و تنها از او نوشتی و مردان راهش

دیگر حدیث نفس ننوشتی و راوی محزون و آسمانی دفاع مقدس شدی

دیگر حدیث نفس ننوشتی و درهای آسمان به رویت باز شد، تو شدی سید شهیدان اهل قلم

دیگر حدیث نفس ننوشتی و خدا تو را پسندید. مرتضی نام بی مسمایی برای تو نبود

شهید آوینی

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


آرزوی شهادت


"برای بهترین دوستان خود دعای شهادت کنید هر چند که خیلی از
 افراد


می گویند:خدا نکند. این چه حرفهایی است که می زنید؟ چرا دعای
مردن


می کنید برای هم؟ اما آن ها غافلند از اینکه شهادت مردن نیست .
 شهادت


زنده ماندن ابدی است . جاودانگیست و چه بهتر از جاودانه شدن؟"

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..



چرا شرمنده نمی شوم …


به کدامین شهید بابا می گویی؟؟ چرا شرمنده نمی شوم! ...

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

حتی دشمن هم ما را با عشقمان به حسین(ع) می‌شناسد...

در روز تبادل پیکر شهدا،یكی از شهدایی كه عراقی‌ها كشف كرده بودند، هویتش معلوم نبود. سردار باقرزاده
پرسید: از كجا می‌گویید این شهید ایرانی است؟ پاسخ عراقی‌ها جگرمان را حال آورد ...
ژنرال بعثی گفت: همراه این شهید پارچه قرمزرنگی بود كه روی آن نوشته شده «یا حسین شهید». از این
پارچه مشخص شد كه ایرانی است!
بله، حتی دشمن هم ما را با عشقمان به حسین(ع) می‌شناسد...

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج...

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج...


عجل لولیک الفرج..

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

...







شهادت دختر 4 ساله

از همان کودکی که قطعه شهدا، «شهر بازیم» بود، دقیقا 3 تا سنگ قبر از دایی شهیدم که می شمردم می رسیدم به این سنگ قبر، همیشه برای من جای سوال بود که چطور دختری 4 ساله را ربوده اند و به شهادت رسانده اند ...

کمی که بزگرتر شدم دانستم عمویش پاسدار بوده، آن روز منصوره السادات با مادرش به منزل عمو رفته بود بی خبر از انکه دجالان زمان به گمان اینکه وی فرزند پاسدار است وی را می دزدند سر می برند جنازه اش را مثله وقطعه قطعه می کنند و در جلوی درب منزل عمو ...


.

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

رفیقان میروند نوبت به نوبت...




شهدا ، رفقا...

شرمنده ایم...
شهدا شما حی اید و ما مرده...
شهدا شما از مکتب عاشورا درس گرفتید و به قول امام روح الله ره صد ساله عرفا را در یک شب پیمودید...
شهدا دعایمان کنید ما نیز چون شما شاگردان مکتب عاشورا و مکتب درس روح الله شویم و به قول امام سید علی که فرمود شهدا ستاره های راه اند قبله مسیرمان را با قبله شما تنظیم کنیم و در این برهه از زمان که دو کوهه بین کربلا و ظهور است خودمان را برای ظهور یار آماده کنیم...
در کربلای ظهـور با خـون بـاید قــلم زد...

وبلااگ عشاق روح الله

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


فكر كنم الان وقت گریه كردن فرا رسیده

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن

زمان تشیع و تدفینم گریه نکن

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را وقتی جامعه

ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت مادرم گریه کن که اسلام در خطر است .

شهید سعید زقاقی

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

پی نوشت...

فكر كنم الان وقت گریه كردن فرا رسیده

من حدود 30 سالگی شهید می شوم!!!


همسر مصطفای شهید:
من قبل از ازدواج با ایشان خواب شهادت ایشان را دیده بودم و شک نداشتم که ایشان
شهید می شوند. من به ایشان می گفتم که شما شهید می شوید و من مطمئنم که شما
شهید می شوید. اما زمانش را نمی دانستم. یک بار خیلی پاپی ایشان  شدم که بگو چه
زمانی فکر می کنی شهید می شوی؟ مصطفی از جواب دادن در می رفت و نمی گفتند. یک
بار که خیلی اصرار کردم گفت من حدود 30 سالگی شهید می شوم. اما اصلاً بخواهد بگوید
آماده باش من شهید می شوم اصلاً و هیچ وقت سعی نمی کرد با کارها و حرف هایش توی
دل من را خالی نمی کرد، که  نکته خیلی مهمی است به نظر من.

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


شهیدان جنوبی یادمان رفت . . .

بدی کردیم، خوبی یادمان رفت / ز دلها لای روبی یادمان رفت

به ویلای شمالی خو گرفتیم / شهیدان جنوبی یادمان رفت . . .

شادی روح شهدا صلوات

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

مکه برای شمـــــــــــــا  فکه برای مـــــــــــــــــا

راوی می گفت

شهید آوینی قبل از اینکه با گروه تفحص برود فکه

قرار بود از طرف صداوسیمابرود مکه(خانه ی خدا )

در حالیکه خودشون میخواستند بروندمنطقه

و زمانی که اسرار دوستانش  را دید برای راهی کردن وی به مکه

در جوابشان گفته بود:

مکه برای شمـــــــــــــا

فکه برای مـــــــــــــــــا

بال نمیخواهم با همین پوتین های کهنه ام می توانم به آسمان ها برسم

برای شادی روح شهید بزرگوار حاج مرتضی صلوات

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

چه عاشقانه!!!


الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

 

آقا جان چشم به راهم نذار...


توی وصیتنامه
ساعت شهادت ، روز شهادت و مکان شهادتش رو هم نوشته بود

شهید که شد ، دیدیم حرفاش درست بوده

دقیقا توی روز ، ساعت و مکانی
شهیـد شد که تو وصیت نامه اش نوشته بود...


خاطره ای از زندگی شهید حمید محمودی

راوی : حاج مهدی سلحشور ، همرزم شهید

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

ادامه نوشته

الـــلّـــه اڪبر بــــرادر ...

الـــلّـــه اڪبر بــــرادر ...

چقدر براے پرڪشیدטּ 

به آسماטּ عجلہ داشتے 

ڪہ پاهایتــــ را جـا ڪَذاشتے... !!!


الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


روایت ده‌نمکی از حاجی‌های مکه نرفته!!!

 

روایت ده‌نمکی از حاجی‌های مکه نرفته

از سر نترس داشتن حاج امینی خیلی شنیده بودم اما خودم به چشم ندیده بودم؛ مشهور بود که هیچ‌کس خیز رفتن حاج امینی را به خاطر سوت خمپاره یا توپ ندیده است؛ حتی شنیده بودم در یکی از عملیات‌های بی‌سیم‌چی حاجی پشت سر او سنگر گرفته بود تا تیر نخورد و حاجی به رویش نیاورده بود.

با خودم گفتم شاید کنار آنها امن‌تر است و آنها به خاطر تجربه‌‌ای که دارند خوب می‌دانند کجا باید بایستند تا آسیبی نبینند.

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..
 

ادامه نوشته

وقت پرواز


شهادت لباس تک سایزی است

که باید تن آدم به سایز آن در آید

هر وقت به سایز این لباس درآمدی آن وقت پرواز میکنی!

مطمئن باش / شهید آوینی

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

بهترین حالت آدمی!!!


چه حالتی بهتر از اینكه آدمی حزن و اندوه حوادث گذشته و ترس و خوف از وقایع آینده را نداشته باشدو این

نمی شود مگر به فرموده ی قران كریم:

((بلی من اسلم وجهه الله و هو محسن فله اجرهعند ربه ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون))

شهید صیاد شیرازی

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

 

دل نوشته سوزناک یک فرزند به پدر شهیدش

پدرجان اینها مسئول زاده‌اند نه آقازاده/ من فقط دلم برای رهبر می‌سوزد 

سید مرتضی نقی پور*/ وقتی می رفتی هوا ابری بود. باران هم می آمد. همین روزهای پایانی دیماه ۶۵. من که یادم نمی آید کجا بودم. اما تو روی دستان مردم بودی! مردم عجب احترامی برایت قائل بودند؛ البته نه برای خودت. می گفتند پسر حضرت فاطمه ای! خب... جای احترام هم دارد. از رسول خدا روایت است که فرزندان من بدهایشان را هم بخاطر من احترام کنید. تازه شهید هم شده بودی. الان هم که 26سال از آن روزها می گذرد هنوز هم تشییع جنازه ی شهدا شلوغ می شود. خانواده هایشان را تکریم می کنند. حتی بعضی وقتها رهبر به خانه هایشان می رود. جایت خالی بود ببینی دختر شهید رضایی نژاد را چگونه می بوسید و با موهایش بازی می کرد.

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

 


ادامه نوشته

بدون شرح!!!

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

 

نقاط تلاقی شهید احمدی روشن با جاویدالاثر احمد متوسلیان

شخصیت مورد علاقه اش در میان فرماندهان جنگ ، جاوید الاثر احمد متوسلیان بود . دو تا نقطه ی تلاقی با ایشان داشت .

یکی خط شکنی و خدشه ناپذیری در رسیدن به هدف . دیگری دشمنی با رژیم صهیونیستی . برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین دو سه بار کمپین راه انداخت . برون مرزی هم فکر می کرد . ایمیل گروهی از فعالان سیاسی مسلمان را در آمریکا و اروپا داشت . دست کم در دو سه مقطع جریان سازی حسابی ای کرد . هنوز کسی از این دست سناریوهای آقا مصطفی خبری ندارد .

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

خلوص نیت

همسرم همیشه می گفتند شما هر کاری را برای خدا انجام بدهی هم احساس بهتری داری هم موفق‌تری.

برای خدا سلام کن برای خدا به گل‌ها آب بده. در همه چیز خدا را در نظر داشت. به نظر من علت شهادتش

هم همین خلوص نیتش بود. آدمی معمولی بود. مثل من مثل شما. نمازش هم حتی گاهی دیر می شد! من

 گاهی با اقوام کدورتی داشتم نمی آمدم جایی. ایشان می گفتند شما به خاطر آن آدم نیا، به خاطر خدا بیا.

این جوری احساس بهتری خواهی داشت.
خانم کرمی همسر شهید علیمحمدی
 

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..

خواستگاری شهید احمدی روشن

((سربازی نرفته ام ، کار هم ندارم ، درسم هم تمام نشده)) . بعد

بسم الله اینها اولین کلمات خواستگاری بود که آقا مصطفی

به خانمش گفت . بعدش لبخند زد و در آمد که : ((توکل به خدا داریم .))

کی می توانست به دانشجویی که جانش برای احمد متوسلیان

در می رود و همه ی کارها را با متر خدایی قد می گیرد

((نه)) بگوید ؟

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..


مزار شلمچه یک هفته پس از کشف شهدای گرانقدر

الهی به رقیه...

عجل لولیک الفرج..